1- گروه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران
2- گروه آموزش بهداشت و ارتقای سلامت، دانشکده علوم پزشکی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3- گروه جراحی پلاستیک و ترمیمی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران
4- مرکز تحقیقات ارتقای سلامت، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، بزرگراه همت، ایران
5- گروه خدمات بهداشتی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، ایران ، saboohizahra2020@gmail.com
چکیده: (14 مشاهده)
مقدمه: براساس نظریه امید اسنایدر که امید را ترکیبی از عاملبودن و مسیرهای دستیابی به اهداف میداند، امید نقش مهمی در سازگاری بیماران با سرطان پستان ایفا میکند، اما راهبردهایی که بیماران برای حفظ آن بهکار میبرند، بهویژه در زمینههای فرهنگی غیربومی، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به ابعاد روانشناختی سرطان، مطالعات اندکی به شناسایی راهکارهای حفظ امید در میان بیماران ایرانی پرداختهاند. این مطالعه با هدف بررسی استراتژیهای حفظ امید در بیماران ایرانی مبتلا به سرطان پستان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه کیفی با روش تحلیل محتوای مضمونمحور براساس رویکرد براون و کلارک انجام شد. مشارکتکنندگان ۱۲ زن مبتلا به سرطان پستان بودند که بهصورت هدفمند و با حداکثر تنوع از مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی ایران در بازه مهر تا آذر ۱۴۰۲ انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته، حضوری یا تلفنی جمعآوری و با نرمافزار MAXQDA 2020 تحلیل شدند. فرآیند گردآوری دادهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد تجربه بیماران از مسیر درمان در تعامل با مجموعهای از عوامل حمایتی و چالشی شکل میگیرد. حمایتهای روانشناختی، اجتماعی و معنوی نقش مهمی در کاهش اضطراب، افزایش امید و تقویت سازگاری روانی بیماران ایفا میکردند. مشارکت فعال بیماران در فرآیند درمان و اصلاح سبک زندگی، احساس کنترل و توانمندی را در آنان افزایش میداد. در مقابل، کمبود حمایت عاطفی، ضعف ارتباط همدلانه و ترس از عود بیماری از چالشهای اصلی تجربهشده بودند که نیاز به مداخلات حمایتی مستمر را برجسته میساختند.
نتیجهگیری: بیماران با بهرهگیری از راهبردهای چندبعدی فردی، اجتماعی و معنوی، امید خود را در مواجهه با سرطان حفظ میکنند. اما تجربههایی مانند ترس از عود بیماری نشان میدهد که طراحی مداخلات باید به چالشهای منفی نیز توجه نماید. طراحی مداخلات حمایتی مبتنی بر فرهنگ، با تمرکز بر توانمندسازی روانی و مشارکت فعال بیمار، میتواند به ارتقاء امید و کیفیت زندگی بیماران منجر شود، بهویژه زمانی که این مداخلات بر نقش محوری خانواده، باورهای معنوی– دینی و الگوهای ارتباطی حاکم بر نظام سلامت ایران استوار باشند؛ امری که میتواند یافتههای این پژوهش را بهعنوان مبنایی عملی برای برنامهریزی مداخلات بومی و تصمیمگیری سیاستگذاران سلامت به کار گیرد.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تغذیه، روانشناسی، ورزش دریافت: 1404/7/26 | پذیرش: 1404/11/15